تبلیغات
نوشته های رضا حسین بر - مطالب ابر حمل
 
نوشته های رضا حسین بر
درباره وبلاگ


مینویسم تا محلی برای زدودن افکارم باشد.خوب یا بد فکر است دیگر!!!!

مدیر وبلاگ : رضا حسین بر
نویسندگان
چهارشنبه 6 خرداد 1394 :: نویسنده : رضا حسین بر
نگاهی بر فرهنگ شفاهی مردم بلوچ -
 فرهنگ شفاهی  مردم بلوچ در طول سده ها بسیار غنی و پربار بوده است و آنهم بدلیل جانیفتادن فرهنگ کتابت ، در میان این قوم بوده است.
از لابلای فرهنگ شفاهی مردم میتوان به آرزوها،آرمانها و فرهنگ مورد قبول هر جامعه آگاهی یافت.
با نگاهی به مستندات شفاهی مردم بلوچ از قبیل داستان های هانی و شیخ مرید، حمّل ،دادشاه و دیگر داستانهای مورد قبول در جامعه ی بلوچ میتوان به آگاهی هایی از آرمانهای این قوم دست یافت ،گرچه بعضی از داستانهایی که در بالا ذکر شد منابع کتبی دارند ولی رخنه فرهنگ شفاهی در میان بلوچ  که همیشه سعی در اغراق دارد این داستانها را خالی از مطالب دلخواه و مورد پسند این قوم نکرده است به مانند جواب حمَّل به فرمانده پرتغالی،زمانی که به وی پیشنهاد ازدواج با یک دختر پرتغالی داده شد و آن خطابه ی معروف که حمّل در وصف دختران سرزمین خود و در رد دختران پرتغالی میگوید و یا شروطی که در متن  داستان هانی و شیخ مرید بیان میشود بطوریکه در این داستان  فردی به خاطر قولی که  داده، پسر خود را میکشد و در جایی دیگر از همین داستان شیخ مرید هم معشوقه ی خود را بدلیل تعهد به قول خویش از دست میدهد. همه ی اینها میتواند بازگوی فرهنگ  دلخواه مردم بلوچ باشد،معانی وسیعی در میان این داستانها میتوان یافت همچون مام وطن ،تعهد به قول، مردانگی و عشق.بعید هم نیست قومی که سرتاسر تاریخ خود را با رنج و مشقت ، وطن فروشی،نامردی وخیانت تعداد اندکی از هم قوم های خویش که ضربات سختی بر پیکره ی بلوچ وارد کرده اند سپری کرده در لابلای داستانهایش به مفاهیم بلند موردنظر خود چشم داشته باشند و آنرا در پستوی داستانهایش جای دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها : حمل، دادشاه، هانی و شیخ مرید، فرهنگ شفاهی، مام وطن،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 خرداد 1394 :: نویسنده : رضا حسین بر
حمل از نژاد هوت و ازطا ئفه کلمت بوده است. حمل فرزند جیند در حدود سال 925 همزمان با سلطان طهماسب صفوی می زیسته است.سرزمین حکمرانی حمٌل ، قسمت جنوبی بلوچستان شامل سریک یا بیابان جاشک (جاسک) ، کاروان تیز (تیس) دشتیاری ، زرٌین بُگ ، گوادر، وپسنی ، تا هور ماره حکومتی داشت. در زمان حمل یکی از مردان پرتغالی به نام جرکس دیفتری به عنوان تجارت به سواحل جنوبی بلوچستان جهت فروش کالای خود با پشتیبانی ناوگان جنگی مسلح به این سواحل تردد می کرد و کالای خود را با کالا بلوچستان معاوضه می کرد. اولین بار که این پرتغالیها به عنوان بازرگان وارد منطقه شدند ، تهاجمی برعلیه مردم منطقه نداشتند، و با مدارا با مردم رفتار می کردند. مردم محل نیز در مقابل حسن نیت نشان داده ، و روابط تجاری بین ملل را کاری پسندیده می دانستند،حتی با آنها همکاری لازم را نشان می دادند، و از مهمان نوازی که سرشت مردم بلوچ بوده و هست، ازآنها دریغ نمی کردند. اما پرتغالی ها بعد از اینکه پایگاههایی در سواحل برای تجات پیدا کردند غرور و خود خودخواهی آنان به آشکاری بروز گردیدو سرانجام دستشان به خون مردم بی گناه آلوده گردید. آنان مردم را که به دریا می رفتند می کشتند و حتی دست به دزدی دریایی هم می زدند . تا اینکه کاردار حمل در روزی که آنها به شکار کبوتر محلی مشغول بودند بر خورد می کند، و موجب تصادم و درگیری بین کاردار حمل و ماموران پرتغالی می گردد. کادرا اظهار می دارد شما که با خیال به صید کبوتر مشغول هستید روزی فرا خواهد رسید که شما این تیر های باروتی را به جان مردم به کار بیندازید. همین موضوع باعث در گیری بین آنها گردید و تعدادی از طرفین کشته شدند. حمل از این موضوع سخت ناراحت گردیدو آنها را از خرید و فروش کالا منع کرد، تا اینکه آنها با بستن قرار داد با شاه طهماسب صفوی که در چهار ماده اصلی صورت گرفت ، پایگاه خود را در جزیره هرمز متمرکز ساختند. ماده چهارم قرار داد ، می گوید که هر موقت که دولت ایران به بلوچستان لشکر کشی نماید،دولت پرتغال با امکانات دریایی و اسلحه هایش به دولت ایران کمک کند.این موضوع برای حمل بسیار گران تمام شد،به جای اینکه حکام خلیج فارس و دریای عمان همدست یکدیگر باشند بر ضد یک دیگر با بیگانگان قرار داد می بستند. سرانجام جنگ های بین حمل و افرداش و پرتغالی ها در گرفت و راه خشکی را به روی آنها بستند.اما پرتغالی ها درپشت پرده نیت سوئی داشتند ، و این نیت های سوء به خشونت تبدیل شد. مردم سرانجام حساسیت نشان دادند و در مقابل آنها ایستادند. تا اینکه پرتغالی ها به حمل هوت پیشنهاد نمود ند که از ما دختری به عنوان همسری قبول کند تا رابطه ما مستحکم شود . همچنین پیشنهاد پول به وی دادند. حمل در جواب گفت که این رابطه تجاری مستلزم حیات جامعه انسانی است. دراین باره چیزی از شما وصول نخواهد شد تا زمانی که رابطه برحسن نیت باشد. اما حمل در جواب پاسخ به ازدواج می گوید: ((من زنان فرنگی را را نمی پسندم زیرا آنها نه نام خدا را می برند ونه روی خود را می شویند.آنان خرمای آمیخته به روغن را با مگس ها یک جا می خورند،فرزندان آنها در دامنشان به سان توله های خوکند . جامه های آنها کوتاه و نافشان پیدا است و هر گاه شوهرانشان به سوی کار روانه می شوند،خندان و دست در دست چوپانانند. من زنان آرسته بلوچ با چشمان مخمور را میخواهم.)) سر انجام او توسط نیروهای پرتغالی دست گیر می شود وبه نقطه نامعلومی برده می شود و کشته می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها : حمل، هوت، پرتغالی ها در بلوچستان،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :